سحر های بندگی ...
15 تیر 1395 توسط فاطیما
چند روزی است که دلم پر شده ازغم وداع تو، رفیق، جرعه جرعه از سحرهای زلالت پرو بال گرفتیم، جزء به جزء ما را به ملاقات خودمان بردی، مرهمی بودی بر زخم های روحمان، نفس نفس ما در خود شکستی که دیگر در مقابل نااهلان نشکنیم، رفیق، بگذار بهتر ببویمت، می خواهی به… بیشتر »