داستان
08 اردیبهشت 1395 توسط فاطیما
کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته توی يک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو ازتو چاه بيرون بياره. براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشه کشاورزو مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پرکنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .… بیشتر »